الله نور السموات والارض...
 
فعاییت های علمی،فرهنگیٍٍ،مذهبی

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
و اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه مختلف با جمهوری اسلامی مخالفت می‌کنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره‌برداری منافقان و منحرفان فرصت‌طلب و سودجو واقع شده‌اند می‌نمایم، که بیطرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می‌خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان با توده‌های محروم و گروهها و دولتهایی که از آنان پشتیبانی کرده و می‌کنند و گروهها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می کنند و اخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضع هایشان در پیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید، ومطالعه کنید حالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهید شدند، و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان؛ نوارهای این شهیدان تا حدی در دست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند. برادران! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی‌خوانید. ممکن است پس از من بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم که بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای کسب مقام و قدرتی با قلبهای جوان شما بازی کنم. من برای آنکه شما جوانان شایسته‌ای هستید علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف کنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید. و از خداوند غفور می‌خواهم که شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت کند و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوند همین را بخواهید، که او هادی و رحمان است. و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسد و دربند قدرتهای بزرگ می‌کنم؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه می‌کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن، که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می‌آید نهراسید که إن تَنْصروا الله ینْصُرْکُمْ وَیثَبِّتْ اَقدامَکُم و درمشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید، و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم دی 1393 توسط ensieh zarghalami

خبر از شهادت خویش

به اباصلت اباصلت هروی می گوید: من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور.» من رفتم و خاک ها را آوردم. امام خاک‌ها را بویید و فرمود:« می‌خواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگ‌های خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود. بعد وقتی خاک پیش روی هارون یعنی طرف قبله هارون را بویید، فرمود:« این خاک، جایگاه قبر من است. ای اباصلت، وقتی قبر من ظاهر شد، رطوبتی پیدا می شود. من دعایی به تو تعلیم می کنم. آن را بخوان. قبر پر از آب می شود. در آن آب ماهی های کوچکی ظاهر می شوند. این نان را که به تو می دهم برای آنها خرد کن. آنها نان را می خورند. سپس ماهی بزرگی ظاهر می شود و تمام آن ماهی های کوچک را می بلعد و بعد غایب می شود. در آن هنگام دست خود را روی آب بگذار و این دعا را که به تو می‌آموزم بخوان. همه‌ی آب‌ها فرو می روند. همه‌ی این کارها را در حضور مأمون انجام ده.» سپس فرمود:« ای اباصلت! من فردا نزد این مرد فاجر و تبهکار می روم. وقتی از نزد او خارج شدم، اگر سرم با عبایم پوشانده بودم، دیگر با من حرف نزن و بدان که مرا مسموم کرده است.»

تغسیل امام به دست امام جواد علیه السلام
امام جواد علیه السلام فرمود: ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.»
گفتم:« آنجا چنین وسایلی نیست.»
فرمود:« هر چه می گویم، بکن!»
من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آنها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم.
حضرت جواد فرمود:« ای اباصلت! کنار برو. کسی که به من کمک می کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود:« داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.»
من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم.
حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود:« تابوت را بیاور.»
عرض کردم:« از نجاری؟»
فرمود:« در خزانه تابوت هست.»
داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم.
امام جواد، پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد.
پرواز تابوت به سوی آسمان
هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم:« یا ابن رسول الله! الان مأمون می آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضاچه شد؟»
فرمود:« آرام باش! آن بدن مطهّر به زودی برمی گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصی‌اش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصیّ اش در غرب عالم بمیرد.»
در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست.
سپس حضرت جواد، بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیّه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود:« ای اباصلت! برخیز و در را برای مأمون باز کن.»

بحار الانوار، ج 49، ص 300، ح 10. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 242.(از:سایت دانشنامه رشد)



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: شهادت امام رضا, ع, اباصلت هروی, بحار الانوار
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم دی 1393 توسط ensieh zarghalami
دلیل و زیر بنای اینکه رفتار امام حسین(ع) هیچ نشانی از ذلت و احتیاج به غیر خدا نداشت، این بود که امام حسین(ع) برای رسیدن به عزت واقعی، حقیقتا از غیر خدا منقطع شده بود.حال این انقطاع، چه وقتی حاصل می شود؟ زمانی که امام به وظیفه اش عمل کند، نتیجه را به او واگذارد و به این واگذاری هم اعتماد داشته باشد. که واقعا هم همین طور بوده. بنده باید به خدا اعتماد داشته باشدکه او بهترین نتیجه را برای کارش ترسیم خواهد کرد. موجبات عزت، انقطاع درونی و اطاعت بیرونی است. اطاعت و انقطاع دوش به دوش همدیگرند. انقطاع حقیقی وقتی حاصل می شود که تو اطاعت کنی و  نتیجه را هم به خدا واگذار کنی و به این واگذاری هم اعتماد داشته باشی.
سلوک عاشورایی  منزل هفتم حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 توسط ensieh zarghalami

پیراهن تو بوی گل یاس می دهد
بوی علیُّ و مادر احساس می دهد

مانده هنوز خون تو بر آن به جا حسین
خونی که بوی روضه ی عبّاس می دهد

من تشنه ی وصال تو هستم نه جام آب
زرگر کجا به جای مس الماس می دهد؟!

الماس تکـِّه تکـِّه ی من خاک کربلا
نورت به هر حسینیِّه ای پاس می دهد

اجر کسی که گریه به تو کرده را خدا
با دست نیمه جان به دستاس می دهد

تنها دعای زینب تو لحظه ایست که
مهدی جواب ضربه ی آن داس می دهد



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم آبان 1393 توسط ensieh zarghalami
بخشی از خطبه غدیریه:

« حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری می‌خواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتیهای کردارمان، به او پناه می­بریم؛ خداوندی که هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کننده‌ای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت می‌دهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر (دارای لطف فراوان و بسیار آگاه) مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده می‌شوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود.من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه می‌گویید؟ »

حاضران در پاسخ گفتند: « شهادت می‌دهیم که دعوت خویش را ابلاغ نمودی و نصیحت کردی و کوشش نمودی، پس خداوند شما را جزای خیر دهد.»

سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « آیا شهادت نمی‌دهید که معبودی جز خدا نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست؟ و (آیا شهادت نمی‌دهید که) بهشت و دوزخ خداوند، حق است و مرگ، حق است و قیامت می‌آید و در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در قبرها هستند مبعوث می‌گرداند؟»

حاضران گفتند: « بله ای رسول خدا، شهادت می‌دهیم.»

سپس در ادامه، رسول اکرم خداوند را بر این امر شاهد گرفتند و از مردم پرسیدند: « آیا (کلام مرا) می‌شنوید؟»

حاضرین گفتند: « بله یا رسول‌الله.»

پس حضرت فرمودند: « من پیش از شما در کنار حوض (کوثر) حاضر می‌گردم و شما در کنار آن بر من وارد می‌گردید و عرض آن به اندازه فاصله مابین بُصری (شهری در حوالی شام) و صَنعا (شهری در یمن) می­باشد. در آن قدحهایی به تعداد ستارگان، از جنس نقره است؛ پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین (دو شئ گرانبها) رفتار می‌نمایید.»

در این هنگام فردی ندا داد که « ثقلین چه هستند ای رسول‌ خدا؟»

رسول اکرم فرمودند: « ثقل اکبر کتاب خداست. جانبی از آن به‌دست خداوند و جانب دیگر آن در دستان شماست. پس به آن متمسک شوید. (آنرا گرفته و از هدایت آن بهره‌ برید.) که اگر به آن تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید و ثقل دیگر و کوچکتر، عترت من هستند. خداوند لطیف خبیر مرا خبر داد که این دو ثقل تا هنگامی که در کنار حوض بر من وارد شوند، از یکدیگر جدا نمی‌گردند و من این را از پروردگارم مسئلت نموده‌ام. پس، از این دو پیشی نگیرید که هلاک می‌گردید و از این دو، باز نمانید که هلاک می‌شوید.»

سپس رسول خدا، دست امام علی را بلند نمود تا همه مردم، ایشان را در کنار رسول خدا مشاهده نمودند. در این هنگام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از حاضرین پرسیدند: « ای مردم، آیا من از خود شما، بر شما اولی و مقدم­تر نیستم؟»

مردم پاسخ دادند: « بله، ای رسول خدا.»

حضرت در ادامه فرمودند: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم‌ می‌باشم.»

آنگاه فرمودند: « پس هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست.»، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بار این جمله را تکرار نمودند و فرمودند: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن می‌دارد و یاری نما هر کسی که او را یاری می­‌نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می­گذارد..»

سپس خطاب به مردم فرمودند: «ای مردم، حاضرین به غایبین (این پیام را) برسانند.» 

حواسمان باشد به راحتی گذشتن از مسئله غدیر عاشورا را در پی دارد.



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مهر 1393 توسط ensieh zarghalami
کدامیک از ما حاضریم یک منور رو با درجه حرارت 1600درجه سانتیگراد که توی سکوت و تاریکی شب در حالی که داره می سوزه را به خاطر اینکه عملیات لو نره و جان هزاران رزمنده به خطر نیفته، روی شکممان نگه داریم؟!دره دره آب بشیم و بسوزیم و ذغال بشیم و حتی ناله هم نکنیم سی و یک سال پیش یک جوان پانزده ساله این کار را انجام داد و به شهادت رسید...(هدیه به شهید رضا میرزایی صلوات)



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم مهر 1393 توسط ensieh zarghalami

هر بلایی کز تو آید رحمتی است

هر که را رنجی دهی آن راحتی است 

زان به تاریکی گذاری بنده را 

تا ببیند آن رخ تابنده را

تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند

تا که با مهر تو پیوندم زنند

شعری از پروین اعتصامی که  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جریان گفت‌وگو با آقایان کمال تبریزی، مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی‌کیا و رضا امیرخانی، خواندند و نکاتی را درباره‌ی این شاعر بیان کردند.

سلامتی امام خامنه ای نورچشم مسلمین خارچشم مشرکین صلوات


موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 توسط ensieh zarghalami
Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

گريه غوغا مي كند، دل هاي ويران بيشتر

صحن را پر كرده امشب بوي باران بيشتر

Avazak.ir Line2 تصاویر جداکننده متن (1)

يا تو داري مي كشي شعر مرا سمت جنون يا دل من مي زند خود را به توفان بيشتر

خوب جايي آمدي زائر مگر نشنيده اي می شود هر مشکل آسان با كريمان بيشتر

Avazak.ir Line10 تصاویر جداکننده متن (1)

از شما پنهان نباشد از خدا پنهان كه نيست من خدا را ديده ام سمت خراسان بيشتر

بسته هركس جايي از جغرافيا دل را و من بسته ام سمت شمال شرق ايران بيشتر

Avazak.ir Line8 تصاویر جداکننده متن (1)

شب میان پنج صحن و هفت ایوان طلا ماه جولان می دهد در این شبستان بیشتر

پنجره فولاد يعني بارش يكريز نور هرچه اينجا درد مي بينيد درمان بيشتر

Avazak.ir Line11 تصاویر جداکننده متن (1)

علّتش را من نمي دانم ولي در اين حرم بوي عطر كربلا جاري است در جان بيشتر

دارم امشب مي روم اما دلم پيش شماست اي گرفتار تو دل هاي پريشان بيشتر

Avazak.ir Line14 تصاویر جداکننده متن (1)

هرچه كردم تا ضريحت راببوسم لحظه اي بست برمن راه را اين بيشتر، آن بيشتر

اين كه ما را دوست مي داريد يانه با شماست ما شما را دوست مي داريم از جان بيشتر

شاعر: عباس شاهزیدی (خروش)



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 توسط ensieh zarghalami
ابن ابى ليلى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:

روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شديم ، حضرت به من فرمود: اين شخص كيست ؟

عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد، كه صاحب راءى و داراى نفوذ كلام است .

حضرت فرمود: آيا همان كسى است كه با راءى و نظريّه خود، چيزها را با يكديگر قياس مى كند؟

عرض كردم : بلى .

پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آيا مى توانى سرت را با ساير اعضاء بدن خود قياس نمائى ؟

نعمان پاسخ داد: خير.

حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آيا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ايمان باشد؟

جواب گفت : خير.

امام عليه السلام پرسيد: آيا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مايع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟

اظهار داشت : خير.

ابن ابى ليلى مى گويد: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدايت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بيان فرما تا بهره مند گرديم .

بنابراين حضرت صادق عليه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پيه و چربى آفريده است ؛ و چنانچه آن مايع شور مزّه ، در آن نمى بود پيه ها زود فاسد مى شد.

و همچنين خاصيّت ديگر آن ، اين است كه اگر چيزى در چشم برود به وسيله شورى آب آن نابود مى شود و آسيبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد 
تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.

و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهميدن مزّه اشياء خواهد بود؛ و نيز به وسيله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سينه خارج مى گردد.

و امّا آن كلمه اى كه اوّلش كفر و آخرش ايمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، كه اوّل آن ((لا اله )) يعنى ؛ هيچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، يعنى ؛ مگر خداى يكتا و بى همتا.(1)

 



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ جمعه سی و یکم مرداد 1393 توسط ensieh zarghalami
ایام ماه مبارک رمضان همواره برای ما خاطرات استاد فقیدمان حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) را به همراه دارد. او که صدای «واسمع ندایی ...» اش هنوز در گوش جان ما طنین انداز است. آداب دعا را از او آموختیم و دانستیم که در این ایام پر فیض، فرصت بازگشت به درگاه معبود را غنیمت شماریم. شاید بتوان فراق «حاج آقا مجتبی» را در دیگر ایام سال باور کرد، اما فراموشی شب های قدر او دشوار است. شب های احیاء که کاسه هایمان خالی بود تا دوباره برایمان «یا ایها العزیز...» بگوید و از مولایمان، «قطب عالم امکان» (عج) بخواهد که تقدیرمان را به بهترین نحو ثبت و ضبط فرماید. افسوس که دیگر میان ما نیست تا مرجعیت و فقاهت را کنار گذارد و با توسل به باطن لیله قدر، برایمان روضه درب نیم سوخته بخواند. 
مراسم شبهای قدر در مسجد جامع بازار تهران مطابق سال های گذشته به شرح زیر برگزار می گردد: 

مکان: تهران – خیابان پانزده خرداد – بازار آهنگرها – مسجد جامع بازار
زمان: 
اقامه نماز جماعت قضاء به امامت حجةالاسلام علی تهرانی: ساعت 22:15 دقیقه  
قرائت دعای پر فیض جوشن کبیر: ساعت 23:15 
سخنرانی و مراسم احیا توسط حجةالاسلام و المسلمین حسین تهرانی:  ساعت 1 بامداد

پایگاه اطلاع رسانی حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 توسط ensieh zarghalami
لوگوی دوستان
لینک دوستان


تمامی حقوق این وبلاگ برای الله نور السموات والارض... محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.